ماهان نیوز

جمعه, 19 شهریور 1389

آخرین بروز رسانی02:45:30 AM GMT

عناوین
 
یادداشت ساختمان پروژه حکمیت

ساختمان پروژه حکمیت

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

استراتژی دقیق رهبر انقلاب برای مهار فتنه اکنون در حال ثمر دادن است.

دو اتفاق باعث شده است که جامعه سیاسی ایران اکنون در آستانه یک نقطه عطف در تحولات بعد از انتخابات قرار بگیرد.

1- در محیط سیاسی، رهبری با سخنرانی روز 6 بهمن 1388 و تصریح بر اینکه «امام به کسی باج نداد، ما هم نه از طرف مردم و نه از طرف خودمان به کسی باج نخواهیم داد» راه پروژه آشتی و حکمیت را به طور کامل مسدود کرد. با این سخنان، بانیان پروژه حکمیت دریافتند که دیگر هیچ امیدی به این که رهبری از تاکید و پافشاری خود بر عمل به مر قانون دست بردارد و پروژه آشتی را بپذیرد، وجود ندارد.

2- در محیط اجتماعی، بعد از حوادث روز عاشورا و واکنش مردم به آن، سران فتنه کاملا دریافته اند که حمایت مردمی از آنها در ماه های اول، جای خود را به خشمی فراگیر داده است که جز به اعمال مجازاتی سخت راضی نمی شود. از دست رفتن بدنه مردمی و تقلیل یافتن حامیان جریان فتنه به «ضد انقلاب سازمان یافته» که این افراد کنترلی روی رفتار آن ندارند اما مسئول تبعات آن خواهند بود، یک تجدید نظر اساسی در رفتار این طیف را الزامی کرده است.

در اثر این دو عامل، اکنون یک تحول مهم در استراتژی سران فتنه در حال رخ دادن است که بهتر از هر جای دیگر می توان آن را در پروژه علنی سازی موج بازگشت مشاهده کرد.

در 3 ماه گذشته پس پرده مسائل مهمی در چارچوب پروژه حکمیت رخ داده است که تحولات هفته گذشته، فاز آخر آن است. حوادث رخ داده دراین مدت به صورت زیر قابل خلاصه سازی است.

1- هاشمی رفسنجانی ابتدا در نماز جمعه روز 26 تیر 1388 خود، شروطی برای جمع کردن قضیه گذاشت ولی اخیرا به طور خصوصی این دو شرط را پس گرفت (به مقاله قبلی مراجعه کنید). تلاش هاشمی این بوده است که همانطور که پیش از انتخابات برخی خواص و خصوصا سران فتنه را در قالب پروژه "نه احمدی نژاد" تجمیع کرد، اکنون هم آنها را در قالب پروژه "آشتی ملی" گرد آورد. هاشمی به این ترتیب مایل بود علاوه بر گریز از هزینه اقداماتی که به عنوان نفر اول فتنه مرتکب شده خود را هم برای نظام و هم برای فتنه گران به عنون فرشته نجات و باز کننده راه برون رفت از بحران معرفی نماید.

2- محمد خاتمی با 2 هدف 1- ترس از مجازات 2- به دست گرفن دوباره رهبری جریان اصلاحات و خارج کردن آن از دست کروبی و موسوی نامه ای به رهبری نوشت و در آن ضمن تکذیب این موضوع که هدف فتنه گران در واقع فراتر از ساقط کردن دولت احمدی نژاد و آسیب زدن به رهبری بوده تاکید کرد که ساختار شکنی ها را قبول ندارد، به ولایت فقیه پای بند است و صرفا قصد دارد به عنوان یک فعال سیاسی به نقد دولت بپردازد. پس از این نامه او درخواستی هم برای دیدار با برخی سران نظام ارائه کرده که البته هنوز پذیرفته نشده است. علاوه بر این او در حال آماده کردن بیانیه ای به مناسبت 22 بهمن است که در آن انجام هرگونه اقدام ضد انقلابی در این روز تقبیح شده است.

3- سید حسن خمینی هم در دیدار با برخی مسئولان نظام بر این نکته که حوادث بعد از انتخابات باید جمع شود تاکید کرده است که فقط رهبری می تواند محور آشتی و وحدت باشد.

4- علی اکبر محتشمی پور رییس کمیته صیانت از آرای موسوی هم نامه ای به برخی سران نظام نوشته و در آن گفته است که عقیده دارد حوادث بعد از انتخابات موجب طمع دشمن شده و باید هر چه زودتر برای پایان آن تدبیری کرد. او پیشنهاد داده است که یک فرایند آشتی با محوریت رهبری شکل بگیرد.

تمامی این دیدارها، سخنان و نامه ها دارای دو مضمون مشترک است: 1- تاکید بر اینکه اصلاح طلبان علاقمندند زیر پرچم نظام، قانون اساسی و رهبری به فعالیت سیاسی عادی و خصوصا نقد دولت بپردازند. 2- همه اصلاح طلبان عقیده دارند یک فرایند آشتی لازم است اما کسی جز رهبری نمی تواند محور آن باشد.

وضعیت مطلوب برای طراحان این پروژه آن بود که با این اقدامات، موضوع در پس پرده و بدون آنکه چیزی به بیرون درز کند حل شود. اما مقاومت رهبری و اصرار ایشان به علنی شدن موضوع در قالب موضعگیری شفاف پیش چشم مردم باعث شد، طراحان ناچار شوند پروژه ای جدید که در ان چاره ای جز علنی کردن برخی مواضع پس پرده آنها نبود.

بر این مبنا، یک برنامه کاری تدوین شد که می توان آن را ساختار اجرایی پروژه حکمیت نامید.

از حدود دو ماه پیش جلساتی در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام با سفارش هاشمی و محوریت حسن روحانی در حال برگزاری بوده است تا ساختار این پروژه را نهایی کند. در یک بیان فشرده، ما حصل آن جلسات این بوده است که دیدارها، نامه نگاری ها و رایزنی های پشت پرده باید با برخی اقدامات علنی ساپورت شود تا بتواند به نتیجه برسد. نهایتا پروژه به این شکل بسته شد که

1- میرحسین موسوی به عنوان جدی ترین رهبر معترضان به انتخابات، در بیانیه ای ادعاهای خود در مورد وقوع تقلب در انتخابت را به مقدار اندکی تعدیل کند. موسوی این کار را در بیانیه شماره 17 خود انجام داد و سعی کرد در عین حال که همچنان بر وقوع تقلب در انتخابات اصرار می ورزد، این پیام را منتقل کند که موضوع تقلب برای او اکنون دیگر یک موضوع فرعی است و نقد دولت را –که تلویحا به معنای پذیرش مشروعیت دولت است- استراتژی اصلی خود می داند. بنا بر اطلاعات موجود این بیانیه 3 بار بین موسوی و هاشمی رد و بدل شد و این دو قبل از انتشار آن چند بار با یکدیگر دیدار کردند.

2- در مرحله بعد بنا بر این بود که یک نفر از خواص شناخته شده در نامه ای علنی خطاب به رهبری با استناد به تعدیل موضع موسوی از وی درخواست کند که پروژه آشتی را بپذیرد. این ماموریت را محسن رضایی بر عهده گرفت. تحلیل طراحان پروژه این بود که این درخواست علنی رهبری را در وضعیتی دشوار قرار خواهد داد. اگر رهبری این درخواست را می پذیرفت پروژه به سرانجام رسیده بود و اگر نمی پذیرفت سران فتنه می توانستند در تبلیغات خود اینگونه به مردم بگویند که ما با اینکه در انتخابات مظلوم واقع شدیم از حق خود گذشته و کوتاه آمدیم اما ظاهرا رهبری اساسا به دنبال جمع شدن ماجرا نیست و لذا از این بعد مسئولیت همه اتفاقات بعدی به عهده وی خواهد بود.

3- و در مرحله آخر برنامه ریزی شده بود که تعدادی از خواص و سیاسیون در قم و تهران نامه ها و بیانیه هایی خطاب به رهبری منتشر کنند و همان سخنان رضایی را تکرار نمایند تا یک موج فراگیر مطالبه آشتی از رهبری بوجود بیاید.

در یک بیان تحلیلی تر ساختار اجرایی پروژه حکمیت دارای پایه های زیر بود:

1- بسیج خواص؛ همانطور که در پروژه نه احمدی نژاد انجام شد.

2- در خیابان نگهداشتن مردم؛ طوری که برای چانه زنی های سطح بالا، نوعی فشار از پایین موجود باشد. مطابق اطلاعات موجود، سران فتنه در عین حال که می خواهند خودشان را ضد انقلاب باقی مانده در کف خیابان جدا کنند، نیم نگاهی هم به این موضوع دارند که خوب است این حضور خیابانی لااقل تا مدتی حفظ شود تا بتوانند از این سرمایه باقی مانده برای فشار به رهبری و جوش دادن پروژه وحدت استفاده کنند. به همین دلیل است که این عده در عین حال که درباره جدا کردن مرزهای خود از فتنه گران به صرافت افتاده اند، در حال نقشه کشیدن برای 22 بهمن هم هستند.

3- استناد به طمع دشمن؛ در تمامی نامه ها، دیدارها و اظهارنظرهای خصوصی و علنی مجریان این پروژه این موضوع که اکنون دشمن به کشور طمع کرده و باید هر چه زودتر کشور را از ضعیت فعلی خارج کرد به طور ثابت تکرار شده است. این افراد در سخنان خود در این باره که چه کسانی موجب این طمع شدند، هیچ نگفته اند.

4- محور کردن رهبری؛ فصل مشترک دیگر همه این تلاش ها هم این بوده است که تاکید کنند برای به سرانجام رساندن پروژه وحدت و آشتی هیچ کس را تواناتر و صالح تر از رهبری نمی دانند. استفاده از این ترفند، چند دلیل داشته است: 1- سران فتنه می خواهند نشان دهند که پروژه آشتی یک پروژه در مقابل رهبری نیست بلکه پروژه ای است که خود ایشان در راس آن قرار دارد. 2- فرض طراحان این پروژه آن است که اگر بتوانند جا بیندازند رهبری محور این پروژه است آنگاه بدنه سیاسی و رسانه ای اصولگرا این پروژه را تخریب نخواهد کرد. 3- و مهم تر از همه، معنای تلویحی نقش آفرینی رهبری در آن است که ایشان هم پذیرفته دو طرف در ماجرا مقصر بوده اند و در نتیجه دیگر بی معنا خواهد بود که بحث مجازات سران فتنه همچنان در دستور کار باقی بماند. به عبارت دیگر، بنیادی ترین توصیف از پروژه فتنه این است که این پروژه شامل لطف نظام در حق معترضان و هم زمان، لطف معترضان در حق نظام است. لطف نظام این خواهد بود که از اعمال مجرمانه آنها در می گذرد و آنها را مجددا در جامعه سیاسی می پذیرد و لطف معترضان هم این خواهد بود که از حق پایمال شده خود در انتخابات می گذرند.

5- تاکید بر نقش دولت در ایجاد فتنه؛ این هم یکی دیگر از محورهای ثابت این تلاش ها بوده است که تاکید کنند دولت هم در حوادث بعد از انتخابات نقش داشته است و لذا اگر قرار است این ماجرا جمع شود فقط با آشتی یعنی کوتاه آمدن دو طرف می تواند جمع شود نه با مجازات یک طرف.

این پروژه با موضع قاطعی که جریان اصولگرا و مردم در مقابل نامه ای که رضایی به رهبر انقلاب گرفت، شکست خورد یا به بیان بهتر به حال تعلیق درآمد. پس از آن اتفاق، تلاش هایی برای احیای مجدد پروژه از طریق انتقال آن به قم انجام شد که همه آنها ناکام ماند.

اظهارات اخیر مهدی کروبی آخرین راه حلی است که طراحان برای احیای پروژه حکمیت اندیشیده اند. به این موضوع و سناریوهای بعدی به زودی خواهیم پرداخت.

ادامه دارد...

شوراي نويسندگان حنيف

یادداشت خود را اضافه نمایید

نام شما:
موضوع:
یادداشت: